به آینه که مینگرم
هیچ نمی یابم
(( ببین که چگونه فرش اتاقم رنگ آسمان به خود گرفته ))
تکه های من کو؟….
This entry was posted on 1 دسامبر 2009 at 2:40 ق.ظ. and is filed under Uncategorized. شما میتوانید هرگونه پاسخ به این ورودی را از راه خوراک RSS 2.0 دنبال کنید. شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
دروود «داماد باد را به گلستان برم گل را عروس باد بهاران کنم خواهی به شعر نابت مهمان کنم؟» با نهایت احترام …:::مستر دووم:::…
در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایلها کلیک نمایید:
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
درحال اتصال به %s
مرا از دیدگاههای پس از این، به وسیلهی رایانامه آگاه کن.
هر نوشتهی تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.
28 دسامبر 2009 در 7:28 ق.ظ. |
دروود
«داماد باد را به گلستان برم
گل را عروس باد بهاران کنم
خواهی به شعر نابت مهمان کنم؟»
با نهایت احترام
…:::مستر دووم:::…